#ازدواج_به_سبک_کنکوری_پارت_336

- تورو خدا دیگه کافیه. بریم ویلا ...

روی گونه م رو بوسید و گفت:

- چشم هر چی شما بگی ...

جیغی زدم و گفتم:

- تو رو خدا دیگه این جمله رو نگو ... وقتی میگی ها تن و بدنم می لرزه ... همیشه هر وقت این جمله رو میگی بعدش کاری رو که خودت دوست داری انجام میدی.

قهقهه ای زد و از جا بلند شد ودستم رو گرفت و گفت:

- باشه از این به بعد از اولش میگم: «باشه عزیزم هر چی خودم بگم. تو دخالت نکن.»

صورتش رو خم کرد و آورد جلوی صورتم و گفت:

- خوبه خانوم؟

romangram.com | @romangram_com