#ازدواج_به_سبک_کنکوری_پارت_333
چشم هام رو ماساژ دادم و گفتم:
- چرا ... میام ... رسیدیم ویلا؟
همونطور که دستم رو می کشید تا از روی صندلی بلند شم گفت:
- آره عزیزم ولی اول می ریم دریا و بعد میریم ویلا. چطوره؟
شونه هامو انداختم بالا و گفتم:
- چی بگم؟ عالیه
از ماشین پیاده شدم. کفش هامون رو در آوردیم و دست به دست هم نزدیک دریا رفتیم. تازه یادم افتاد که نصف بیشتر مسیر رو خواب بودم . لب هامو به نشونه پشیمونی جلو آوردم و گفتم:
- آریـان؟
romangram.com | @romangram_com