#ازدواج_به_سبک_اجباری_پارت_164
چه غریب و ناشناسه جاده ی به تو رسیدن
سرمو روی فرمون گذاشتم و از ته دل زجه زدم...
همیشه یه چیزی بوده شوقه تو از دل ربوده
ولی یک تپش دل من از غمت جدا نبوده
بیا بیا، بیا بیا بیا
بیا بیا، بیا بیا بیا
دنده رو جا زدم و حرکت کردم...
یه روز چشماتو وا کنی میبینی من تموم شدم
میبینی جام چه خالیه یا رفته ام پی خودم
یعنی بعد از عمل به هوش بیاد فکر می کنه من بی وفائی کردم؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!
بارون خودشو به شیشه های ماشین می کوبوند ، برف پاکن مدام در حال حرکت بود...
romangram.com | @romangram_com