#ازدواج_به_سبک_اجباری_پارت_147
علی که رفت کنجکاو شدم ببینم کیه به زور از جام بلند شدم و یواش یواش رفتم توی پذیرایی صدای علی به گوشم خورد:
آخه چرا؟ مگه حالشون خوب نبود؟
......................
باید با سارا صحبت کنم حدودا تا یه ساعت دیگه اونجاییم
......................
نگران نباشید زود خودمونو می رسونیم
.....................
فعلا خدانگهدار
تلفنو که گذاشت سر جاش چشمش به من خورد کاملا معلوم بود جا خورده ، بعد از اینکه به خودش اومد گفت:
تو از کی اینجایی؟
علی چی شده؟
سارا بزار...
نزاشتم حرفش کامل بشه گفتم:
علی فقط بگو چی شده؟
romangram.com | @romangram_com