#عشقی_از_جنس_اجبار_پارت_236


دیوونه

(سرمو از رو سینش بلند کردو به چشام خیره شد ادامه داد)

دیوونه

دیوونه

(Mohsen_Chavoshi)

اروم زدم به بازوشو گفتم_خودتی دیوونه...

_دیوونم...دیوونه...

اروم تر گفت_دیوونه تو...

سرشو اورد جلو لباشو رو لبام گذاشت .......

با صدای موبایلم از هم جدا شدیم...ارمیا به سمت داخل رفت گفت _من میرم بیا...

باشه ای گفتمو به یمت موبایلم رفتم.. عکس محمد افتاد روش. ...جواب دادم.

_جانم محمد؟!

صداش خش داشت...محمد_سلام..

_سلام دادشی...

صدایی ازش نیومد...صداش زدم_ داداشی؟!

با صدایی که معلوم بود بغض داره گفت_جانه دلم

با استرس گفتم_چیزی شده؟!..

romangram.com | @romangram_com