#عشقی_از_جنس_اجبار_پارت_133


ارمیا محکم.بغلم کرد...سرشو تو موهام فرو کرد...

تموم.حسای دنیا ریخت تو دلم...دیگه فردایی نبود...دیگه از فردا واسم ارمیایی نیست...

به ساعت نگاه کردم ..۴صبح رو نشون میداد دیگه وقتش بود...آروم به سمت کمدم رفتم شروع کردم به چمدونمو پر کردن...دیگه همه چیو گرفته بودم...تند تند نامه ای واسه ارمیا نوشتم....

به صورتش نگاه کردم...غرق خواب بود...روی چشمشو بوسیدم...

اروم زمزمه کردم_خیلی دوستت دارم...میرم از زندگیت که خوشبخت باشی..قطره اشکم ریخته شد رو صورتش..

جلوی دهنمو گرفتم که هق هق ام بلند نشه... ......

لباشو اروم بوسیدم...خداحافظ مرد رویاهام...همه ی دنیام ..

چمدونمو تو دستام گرفتم از اتاق زدم بیرون.....

اشکام بند نمیومد.....دست خودم نبود....

**من اونیم که سایه ام نداشت...

دلش رو توی کوچه جا گذاشت...

همون که تو دلش غما رو کاشت...

غیر از این سکوت چیزی بر نداشت...

من اونیم که گریه میکنه...

همون که بغضو ول نمیکنه...

همون که هیشکی باورش نکرد...

اشکو.عاشقه بهونه میکنه...

romangram.com | @romangram_com