#عشقی_از_جنس_اجبار_پارت_124
(یعنی با کی داره حرف میزنه؟!...کی میتونه باشه پشت خط؟!...یعنی ملودی عاشق ارمیا نیست....)
ملودی_اه..باشه...من نمیدونم واقعا پسرت چرا اینجوریه؟؟...
ملودی_باش بابا...فعلا.
از اتاق فاصله گرفتم به سمت خونه عاقاخان رفتم..
تو طول راه ذهنم درگیر زنعمو بود..یعنی چی اون حرفا....
تا رسیدم خونه عاقاخان سریع به اتاق رضا رفتم...
رضا_عه ببین کی اینجاس...ابجی جونم...
_وایے رضاا یه چیزی شده؟!.
رضا معلوم بود که استرس گرفته گفت_جوونم چیشده؟!...
تموم ماجرا رو واسش تعریف کردم...
رضا_یعنی انقدر ضعیفی؟؟
منگ نگاش کردم...دستمو محکم گرفت برد جلوی اینه...
دستمو محکم فشار داد...
رضا_نگاش کن؟؟...غزاله قوی این بود
.این دختر ضعیفی که عشقو گداهی میکنه...ها؟؟...
داد زد_این دختر دست به خودکشی میزنه؟...
اشکام رو گونم ریخت...
romangram.com | @romangram_com