#عشق_تو_پناه_من_پارت_313

خندیدم

-واسه همین هیکل میگم تو که کلی ذخیره داری دیگه چته؟

برگشت سمتم

-نه مثله این که زبون دراوردین نرجس خانوم!!!ببین ضعیفه وقتی میگم گشنمه یعنی گشنمه شیر فهم شد؟؟

-چشم...

بلند بلند خندیدو زد کنار

-بپرپایین رسیدیم....الان میخوان ابکشمون کنن!!!

همونجور که پیاده میشدم گفتم

-وا محمدطاها یه سوزنه دیگه!!!

سوییچو گذاشت تو جیبش

-تو چی میفهمی...من انقدر بدرگم الان میخوان ابکشم کنن...

-خوب حالا نمیکشنت که!!!

عینه بچه ها شده بود

-اصلا من ازهرچی امپولو مشتقاتش بدم میاد...


romangram.com | @romangram_com