#عشق_تو_پناه_من_پارت_305
-تو به من شک داری؟
-من غلط بکنم...فقط ازت پرسیدم...اونم چون فهمیدم محدثه پشته سرمون اومده بالا وداره حرفامونو گوش میده!!!
-هییی
-اره بابا وقتی فهمید ازت پرسیدم رفت...توهم که اصلا تو باغ نبودی!!!
نرجس بازم میگم میخوای بریم از اینجا اگه اذیت میشی!!!
-نه نمیخواد فعلا خوبه!! حالا روزه اول بود!!
-پس بریم پایین...
دوتایی اومدیم پایین که دیدیم مادرش حاضر شده ومحدثه داره میبرتش بیرون!!!
-کجا مامان؟
محمدثه برگشت
-دارم میبرمش دکتر...
محمدطاها همونجور که میرفت بالا گفت
-صبرکن منم باهات میام!!!
محدثه دادزد
romangram.com | @romangram_com