#عشق_تو_پناه_من_پارت_180

-اما اون رضایت نمیده!!!

وایساد رو به روم...

-حتی با پول؟

-اسم پول بیاد وسط بابام از این رو به اون رو میشه...ولی ما که پول نداریم؟

دست کرد تو جیبشو یه کارت بانکی دراورد

-منو دسته کم گرفتی...تو حسابم دارم!!!

-واقعا چه قدر میتونیم باهاش خونه هم اجاره کنیم؟

-نه بابا خودمو بکشم توش ده تا دارم...ولی میتونیم باباتو ساکت کنیم!!!

-خب بریم...

بازم کنارهم قدم زدیم ورسیدیم به خیابون...

-وا پس ماشین؟

زد تو پیشونیش...

-اصلا یادم رفت برگردیم بیاریمش....

دوباره خیابونو برگشتیمو از جلو درشون ماشینو برداشتیمو حرکت کردیم...


romangram.com | @romangram_com