#عشق_تو_پناه_من_پارت_144

-وای خاک عالم تو سرم کاوه چیشده؟

کاوه با مسخرگی گفت

-هیچی ننه برو تو ما این نفله رو بیاریم.

رفتن تو..روم نمیشد همونجا وایساده بودم با یه کت دامنی که کتم خیسه خون بود...و یه صندله مامان که بدو بدو پوشیده بودم.

اون خانوم اومد پایینو گفت

-امیر جان برو بالا منم این دخترمو میارم.

دستشو اوردو سرمو اوردم بالا...مهربونی از صورتش میبارید

-ببینمت چه دختره خوشگلی تو نرجسی؟

-بله.

-بریم تو...بریم ببینم کیه پسره منو به این روز دراورده بریم عزیزم.

هولم داد وگفت

-توچرا لباسات خونیه؟

-واسه دسته محمدطاهاست.

-بریم تو نوید دکتره میدونه چیکار کنه؟


romangram.com | @romangram_com