#عشق_تو_پناه_من_پارت_140
امیر که عصبانیت ازش میبارید گفت
-به نظرت رات میدن؟
محمدطاها دادزد
-میگی چه غلطی کنم؟
کاوه برگشتو گفت
-بابا داد نزنین...رنگ تو روی این دختر نیست...نوید خودت میتونی یه کاری برای دستش کنی؟
نوید بازم نگاه کردو گفت
-کیفمو میخوام خونمونه!!!
کاوه برگشت سمته امیرو گفت
-برو خونه نوید اینا وسایلشو برداره.بازم برگشتو گفت
-محمدطاها من به تو چی بگم؟
محمدطاها چشماشو بستو گفت
-تو جای من بودی چیکار میکردی؟
-خب پسرخوب ادم ازخونه فرار میکنه میره یه دخترو از خونشون با دعوا میاره بیرون که چی؟
romangram.com | @romangram_com