#عشق_یا_کیسه_بوکس_پارت_88


_فقط میتونم بگم ببخشید میدونم گذشته رو نمیتونم از ذهنت پاک کنم ولی تو یه فرصت دیگه بده قول میدم که جبران کنم قول میدم دستشو اورد بالا و گذاشت رو صورتم

بگو که فقط منو دوست داری ؟بگو سیما رو دوست نداری ؟بگو دیگه ولم نمیکنی ؟بگو عشقتم نه کیسه بکُست بگو بگو علی ترو خدا بگو

اشکام صورتمو پوشوندن خم شدم و در حتلی که تک تک اجزای صورتشو میبوسیدم _تو تنها عشق منی خانمم میخوام دنیا نباشه بدونت ،من غلط بکُنم روت دست بلند کنم فدات شم منو ببخش گل من منو ببخش



اون شب تا نزدیکای صبح رو تخت بغلش گرفتم و حرف زدیم از گذشته ها از اینده و از همه چیز ساعتای 3303 بود که مریم تو بغلم خوابش برو ولی من چشم رو هم نذاشتم میترسیدم چشمامو ببندم و اینا همش یه خواب باشه فصل اخر



چهار سال از اون موقع ها میگذره فردای اون روز رفتیم و بچه ها رو اوردیم خونه ولی این ارشام تا یک ماه اجازه نمیداد مریم پیش من بخوابه و به بهونه های مختلف میکشوندش تو اتاق خودش ایَ حرص میخوردم

دیگه اخراش مجبور شدم اسمشو تو کلاس جودو که دوست داشت بنویسم تازه یه موتور چهار چرخ هم واسش خریدم که تازه باهام دوست شد یه سه ماه گذشت که ما کلمه بابا رو از زبون این پسره بشنویم اصلا من موندم به کی رفته بچه اصلا لبخند نمیزنه و همش به فکر تیپ و مد و کفش و ال و بل وووووو

محمد یه چند وقتی هستش از معلم شروین خوشش اومده و اگه خدا بخواد قراره بریم خواستگاری ولی من مبدونم جواب مثبته میگی از کجا

خوب من یه کوچولو گوشی برادر زنمو دید زدم و دیدم اینا هم بعله

از خودم بگم که عرضم به حظورتون اینجانب دوباره دارم بابا میشم اونم یه پسر زندگیمون خوبه یعنی عالیه

راستی میخوام اسم پسرمونو بزاریم امیر به یاد رفیقی که نارفیقی کرد ولی اخرش با قلبش جبران کرد

با صداییی مریم که اسممو صدا میکرد سریع رفتم کنارش رو مبل نشسته بود _چیه چی شده خوبی

_اوهوم بیا کنارم بشین

دستمو گرفت و گذاشت رو شکمش

romangram.com | @romangram_com