#عشق_و_تقدیر_پارت_87

گفت:

-چی ازش میدونی ؟!

من: گفتم واسه چی؟

با عجز و ناله گفت:

-رها تورو خدا الان هیچی نپرس فقط جوابمو بده.

من:اممممم... اسمش رامینه... فامیلیشو نمیدونم .... 27 سالشه ... متخصص قلب و عروقه .... توی پرورشگاه بزرگ شده .... مجرده ... کافیه یا بازم بگم؟

ولی مامان خشک شده بود و به یه نقطه خیره مونده بود . حوصله ی این مسخره بازیا رو نداشتم واسه همینم بابا رو صدا کردم و خودم رفتم کنار. والا ... نمیگه چشه تازه توقع داره نازشم بکشم...! داشتم وسط میرقصیدم و وقتی اومدم کنار دیدم مامان و بابا نیستن.از زندایی مرجان پرسیدم که گفت حال مامانم خوب نبودخ و بابا بردتش خونه. جهنم! سپهر اومد سمتم و گفت:

-آماده ای استاد؟!

خندیدم و سرمو تکون دادم و اونم رفت که به دی جی بگه آهنگو پخش کنه. چون بهش رقص یاد داده بودم بهم میگفت استاد!!! لحظه ای بعد آهنگ پخش شد و سپهر اومد سمتم و دوتایی رفتیم وسط. .. همه کنار وایساده بودن و با بهت داشتن نگاهمون میکردن ... خیلی نرم داشتیم میرقصیدیم. بریدگی دامن لباسمو گرفتم تو دستم و تکونش دادم. و سپهرم پشت سرم دست میزد و میومد. دوباره وایسادم و اینبار رفتم تو بغل سپهر و دامنمو تکون دادم. با این که خیلی وقت بود نرقصیده بودیم ولی در کمال تعجب همه جاشو حفظ بودیم... وقتی دامنمو باز میکردم و میچرخیدم پاهای خوش تراشم که تو ساپورت مشکی مخفی شده بودن معلوم میشدن.وقتی تموم شد رقصمون صدای دست سوت و جیغ گوشامونو کر کرد... با خوشحالی دستامونو به نشونه ی موفقیت به هم زدیم. البته این تشویق فقط از جانب خانواده ی خودمون بود چون از خانواده ی زندایی اینا فقط صدای نچ نچ بلند میشد. داشتم میرفتم بشینم که صدای یکی از دخترای محجبه ی فامیل زندایی رو شنیدم که به بغل دستیش گفت:

-ولی معلوم بود پسره دوستش داره ها نرگس دیدی چطوری با محبت نگاش میکرد و میرقصید...؟ خداییش رقصشون عالییییی بووود.!

دختره که اسمش نرگس بود یه جوری که انگار حسودی ش شده و طوری که منم بشنوم گفت:

-آره دیگه...منم اگه یه همچین لباسی میپوشیدم و میرفتم تو بغل یارو میرقصیدم دیوونه میشد....

داغ کردم.. یه نگاه بهش کردم... معلوم بود از این دختر ترشیده هاست... روی صورتش پر از مو بود و روی همون پشما هم آرایش کرده بود و یه عالمه پنکیک مالیده بود ... وااای خداااای منننن حتی سیبیلاشم بر نداشته بود... أه چندش. با خونسردی در حالی از درون کوره بودم گفتم:


romangram.com | @romangram_com