#عشق_و_تقدیر_پارت_183

-ولم کن کثافت...تو یه هرزه ی آشغال بیشتر نیستی...

محکم زد توی گوشم و گفت :

-خفه شو...

دردم اومد ولی از رو نرفتم و بدتر از خودش داد زدم:

-خفه شدی...برو گمشو نکبت...

همون لحظه یه صدایی رو شنیدم که برام قشنگترین صدای دنیا بود.... :

-رها؟...رها کجایی؟...این صدای تو بود؟!

وای باورم نمیشد که داشتم دوباره و توی این لحظه صدای مردونه ی سپهر رو میشنیدم...

اون یارو هم سریع دستشو محکم کوبودند روی دهنمو و نگه داشت و گفت:

-هیسسسسسسس...خفه شو و دهنتوببند...

تنها فرصتی که داشتم تا خودمو نجات بدم سپهر بود و دلمم نمیخواست که از دستش بدم... با تمام توانم دستشو گاز گرفتم که دادش رفت هوا و دستشو از روی دهنم برداشت. سریع جیغ زدم :

-سپهر...سپهر بیا من پایینم ... تورو خدا سپهر.... تو استخ...

مرده دوباره و این بار محکم تر زد توی گوشم... و گفت :


romangram.com | @romangram_com