#عشق_و_تقدیر_پارت_168
دارم یخ میزنم کم کم تو این سرمای بی وقفه
همه جا برفه این روزا ولی دستات مثل سقفه
دارم یخ میزنم کم کم به آغوشت برم گردون
نخواه چشمامو خیس از اشک نذار گم شم تو این بارون
نذار باور کنم نیستی نمیشه باورش سخته
همیشه اولش خوبه همیشه آخرش سخته
با اشاره ی من سپهر شروع به خوندن کرد :
دیگه کار از کار گذشت منم با حرفات خوشم
ولی چشمات میگفتن که کم کم باید بارو بست
از وقت رفتنت چشام هرشب غرق اشکمه
اگه اینه عشق اگه اینه آخرش اگه از اول فقط این بود باورت
اگه هر چیزی خوردت کرد رفت اگه مشکلات رو بهت کردن
من بیشتر شکستم و رفتنت میده بیشتر شکنجه م
romangram.com | @romangram_com