#عشق_و_تقدیر_پارت_166
من یهو گفتم :
-سپهری...داداشِ گلم؟؟؟
-جونم؟ چی میخوای؟
-برو گیتارتو بیار من پیانو میزنم تو گیتار بزن... باشه؟
-باشه...پس تا من میام تو هم برو یه سلامی به بقیه بکن و بچه ها رو جمع کن توی اتاق موسیقی ت...
-باشه...
سریع یه تاپ و شلوار پوشیدم و موهامو جمع کردم و رفتم پایین... وقتی جواب سلام همه رو دادم گفتم :
-خانوم ها و آقایان... شما رو به کنسرت رها و سپهر دعوت میکنم....
خاله درسا یا همون مامان سپهر مثله این بچه ها گفت :
-آخ جووون...پیانو؟؟
-آره خاله جون...من پیانو میزنم و سپهر گیتار..
قربونش برم طرفدار هامون هم زیادن... همه اومدن به جز مامانم که نشسته بود و پاشو انداخته بود روی پاش و داشت قهوه میخورد. گفتم :
-نمیای؟
romangram.com | @romangram_com