#عشق_شيطون_من_پارت_93
پرده های اشک نشست توی چشمام نه گریه کارآدمای ضعیفه من قویم من گریه نمیکنم
بغضم قورت دادم رژ لب آتیشیموروی لبام کشیدم خط چشمم کشژدم وگوشیمو برداشتم واز دراومدم بیرون
_خدای جذابیت داره میره
همه برگشتن سمتم
روهام جوری اخم کرد که ترسیدم
وا پسره خوددرگیر
ازشون خدافظی کردم و رفتم توحیاط دوست داشتم قدم بزنم
سرایدارعمارت درو برام باز کردو رفتم بیرون ساعتو نگاه کردم طرفای ۶ یا ۷ بود اووووف چه زود گذشت خیابون الهیه کاملا خلوت بودو هوا گرگومیش دستامو باز کردم و سرمو گذفتم به سمت بالا بارون نم نم میخورد تپ صورتم و حالمو دگرگون میکرد گذشته ها هجوم آوردن به سمتم گذشته های تلخ تلخ تر از اسپرسو گوشیمو درآوردم و آهنگمو پلی کردم و شروع کردم به راه رفتن
بارون نم نم 💧💧
چترو خیابون☔️💧💧
romangram.com | @romangram_com