#عشق_شيطون_من_پارت_87


-نخیر خانوم انگار یادت رفته قراره از امروز روزی ساعت درس بخونید آره

ههههههییییییی واااایییی یادم نبود اصلا حالا چه گلی به سرم بگیرم آخه

اههههه خدا بگم چیکارت کنه گودزیلای کچل بلند شدم رفتم سمت دستشویی دستو صورتمو شستم بعداز نرده ها سر خوردم رفتم پایین صبحانمو خوردم اومدم بالا لباسامو با یه دست بلیز شلوار قرمز راحت عوض کردم موهامم بافتم کتابامم چیدم وسطشون نشستم منتظر آقاکچله

-سلاام به به چه دختر حرف گو کنی میبینم که اماده ای

-سلام بله امادم مگه قرارنبود باشم

-گفتم شاید قولتو فراموش کردی

-نخیرم فراموش نکردم یادمه

-خوبه خب شروع کنیم؟

-اره از ادبیات

-عربی تکمیلی؟

romangram.com | @romangram_com