#عشق_شيطون_من_پارت_177


پتوروکشید روم و از اتاق بیرون رفت الهی بمیرم این چندوقته چقدر صورت چروکیده شده خدایا یاشفام بده یاهرچه زودتر جونمو بگیر تا عذاب کشیدنم مامان بابام نبینن و غصه نخورن

نفهمیدم چجور خوابم برد فقط میدونم وقتی بیدارشدم ساعتشب بود



بلندشدم لبه تخت نشستم

اتاقم تاریکه تاریک بود فقط نور مهتاب از پنجره میتابید

ی احساس بدی داشتم

ی حس ناخوشایند

ی حس تاریکی

چرا من همیشه بایدتوتاریکی باشم?

گناهم چی بوده?

romangram.com | @romangram_com