#عشق_شيطون_من_پارت_161






به کمک بابا رفتم توخونه خودمو انداختم روی مبل آخیییش الان ازخونه بزرگ متنفرشدم والاااا مردم تارسیدم توی پذیرایی حالااا چجور این پله هارو برم بالا😱

من امروز میمیرم میدونم میمیرم😞

باید وصیت نامه بنویسم که اگه یوقت حالم بد شد به بیمارستان نرسیدم حداقل حرفامو گفته باشم تاالکی الکی برندارن خاکم کنن والا آرزوهامو باید بگم تاهم جگرشون کباب بشه وهم هرکدومشو میتونن برآورده کنن

حالا چی بنویسممم🤔

آخخخخ مخ نداشتم پوکید کی بود اینجور زد تو سرم هااااا😡

-چته توفکری ورپریده باز داری چه نقشه ای میکشی هااا

زکی مامانه مارو باش هروقت به من میرسه به شکل یک دشمن بهم نگاه میکنه یعنی به کلمه واقعی من سره راحیم😐

-هیچی مامان جون به وصیت نامم فکر میکردم

romangram.com | @romangram_com