#عشق_شيطون_من_پارت_137


خدایا این دستادنیای منن کاری نکنی که دیگه نتونم بگیرمشونا

خدایااین چشما هستی منن کاری نکنی دیگه نتونم ببینمشونا

آروم دستاش تکون خورد چشماشو بازکرد یه چیزایی زیر لب میگفت نمیفهمیدم گوشمو بردم نزدیک لبش میگفت آب

دکتر گفته بود آبش ندیم برای همین یه دستمال جیبی خودمو دراوردم نم دارش کردم کشیدم به لباش

لبای قلوه ایش ترک خورده بود خشک شده بود الهی روهام فداش بشه

خدایا یبار زندگیمو برگردوندی اینبارم برگردون

حالم بد بود خیلی از اتاق اومدم بیرون رفتم سمت نمازخونه توعمرم نماز نخونده بودم ولی همه چیورعایت میکردم روناموسم غیرت داشتم ولی نماز نمیخوندم

یروز دیدم روناک بااینکه خیلی ازادو راحت میگرده ولی نمازشو میخونه اون روز برای اولین بار به خودم لعنت فرستادم که چرا اینقدراز خدام قافلم

خدایا میدونم شرط بندی حرامه ولی این تن بمیره به این بار باهام شرط ببند

من از الان به بعد نمازمو میخونم به موقع

romangram.com | @romangram_com