#عشق_شيطون_من_پارت_120
رویا بهش خبرداده بود که روناک با وضع وحشتناکی رفته بیرون
روهام که سردرگم بود با ی حس
ی حس ناشناخته
باموشت روی فرمون کبوند
گوشیش زنگ خورد با عصبانیت جواب داذکه صدای گریه مادرش توی گوشی پیچید
_مامان چی شده
و بازم جوابی نشنید
_د خرف بزن لعنتی
روهام با حرفی که شنید دستوپاش سست شد با سرعت له سمت بیمارستان رفت و ماشینو جلودر پارک کرد و بادو به سمت بیمارستان رفت
مادر و پدرروناک و روهام پشت در اتاق عمل بودن و گریه و زاری میکردن
romangram.com | @romangram_com