#عشق_‌کیلویی‌_چند_پارت_369

دکتر : تیرو در اوردیم اما حالشون زیاد مساعد نیس

سامی :اخه ...

دکتر :اجازه بده پسرم به یه کلیه نیاز داریم اگه پیدا نشه با یه کلیه باید زندگیشو ادامه بده

سامی نشست رو زمین سرشو گرفت

تنها دکتری که نیومده بود دکتره هیلای من بود

اپاما رو بردنسی یو

تیسا هم بخش

اما هیلا هشت ساعته تو اتاق عمله

《خدایااااا خدا جووونم

برگردونش کل تنم مال تو

یا اون مال من یا منم مال تو?😓😓😓😓😓😓



بالاخره دکترش اومد بیرون باگفتن : ما تموم تلاشمونو کردیم گلوله سه سانت با قل*ب*ش فاصله داشت موندن نموندنش با خداس

ما رو شکه گداشت رفت بعد نیم ساعت اوردنش هیلا مو اوردنش

اما چه اوردنی بردنش تو اییو ممنوع ملاقات بود

....

....

romangram.com | @romangram_com