#عشق_‌کیلویی‌_چند_پارت_306


تریلی به داخل حیاط اون خونه به اصتعلاح انبار بردن

دیگه فشارم افتاده بود

شریف لوان جانی هم رفتن سوار ماشین شدن

حرکت کردن

گوشب رو گرفتم ا رو ثبت کردم

رفتم پیش اپاما

اپاما هم فیلمو ثبت کرد

اپاما : حالم خیلی بده

من : اره بیا بریم

اپاما : بریم یه چیز بخوریم بعد بیایم داخل انبار رو چک کنیم

من : باشه

رفتیم پیش ماشینا

دخترا با دیدن حالمون سریع پیاده شدن

هیلا : چتون شد؟

شروع کردم به اوق زدن

تیسا سریع یه بطری اب یک بسته قرص با شکلات در اورد


romangram.com | @romangram_com