#عشق_‌کیلویی‌_چند_پارت_295

سامیار : نمی دونم هیچی نمی دونم



😕

من : یعنی هیچ کاری از دستمون بر نمیاد

شهریار: مطمئنن تا الان جانی به شریف لوان دارو دستش گفته

شروین : باید منتظر بمونیم

ساقیا برخیز در ره جام را

خاک بر سر کن غم ایام را

__

آپاما( روشا)

یک ماه مثل برق باد در حال گدشتن بور

دوهفته دیگه مهمونی شروع میشه

لباسا رو خریده بودیم از هفته پیش شرکت می رفتیم

انواع ارایشگرا میومدن به همراه خیاطا

میکشیدن میدوختن تنمون میکردن

شدیم عروسک خیمه شب بازی

شریف لوان جانی هم هر دفعه میومدن نگامون میکردن

romangram.com | @romangram_com