#عشق_‌کیلویی‌_چند_پارت_272


جانی : این یکی دیگس درش بالاتره

یااا ابوالفضل

اینم شروع کرد به خوردن تا نصفه خورد که احساس کردم مست شد

تلو تلو خوران اومد پیشم

اب دهنمو قورت دادم رفتم عقب

دوباره اومد نزدیکم

از جام بلند شدم یک قدم به عقب برداشتم

دو قدم نزدیک شد

دو قدم رفتم عقب که یهوووووو............... ..

تق

آخ

سرطان بگیری تو در کمد باز اومد افتادم توش

جانی با نگرانی اومد سمتم دستمو گرفت اومد بلندم کنه که

تق

🤕🤕🤕🤕🤕

ای جنازتو بیارن بردار هیکل نحستو


romangram.com | @romangram_com