#عشق_‌کیلویی‌_چند_پارت_256


البته جز پالیز

که یه سارفون انتخاب کرد با دستمال گردن

برای امشب

من: بسه جون مادرتون خسته شدم بریم دیگه

خلاصه راه افتادیم رفتیم ساندویچ خریدیم بعدم رفتیم هتل

ساعت شد 8/30

چون ترافیکم بود دیر شد

من :جججججججججججیغ سرمه نیم ساعت دیگه قرار داری

پالیز :خاک تو گورم

......

_

آپاما (روشا)

من : ججججججججججججججیغ سرمه نیم ساعت دیگه قرار داری

پالیز : خاک تو گورم

سریع حاضر شد

پالیز: بابا یکیتون بیاید آرایشم کنه یکی هم بیاد موهامو درست کنه


romangram.com | @romangram_com