#عشق_‌کیلویی‌_چند_پارت_234


من : حق داری منم نگرانم

شهریار: راهی نمونده ☹️

من : اوهوم

رادوین ( پایا )

نگران بودم خیلی واسه پالیز خطرناک بود

اگه طرف مست میکرد ولی ....

ای خدا

کلافه دستی تو موهام کشیدم به رو به رو خیره شدم

.. ......

شیش

فرسام ( سورین )

عوضیا تا جون داشتن زدنش

چشام خون بود

سرم داشت منفجر میشد مثلا قرار بود خوش بگذرونیم

سامیار : سوری چته؟

من :اون آشغالا نگفتن اونا دخترن ضعیف ترن فقط زدنشون


romangram.com | @romangram_com