#عشق_‌کیلویی‌_چند_پارت_225

رفتیم از پله بالا

دیدم پسر رفت تو یه اتاق

من : نهال بدو

درو باز کردم

یا ابرفض?😳

شیش نفر سیاه پوش داخل وایساده بودن

یکی از اونا متوجه ما شد

پسره : شما اینجا چیکار میکنید

پسره دروبین داره : دنبالم کردن

یکی دیگه از اونا : پس به حسابشون میرسیم

بعدم یه لبخند کریح زد

یه نگاه به هیلا کردم که به معنیه آماده باش بود

یکدفعه

......

نه

آپاما ( روشا )

یکدفعه در پشتم بسته شد

romangram.com | @romangram_com