#عشق_‌کیلویی‌_چند_پارت_207

پالیز: نه اتفاقا بریم

تیسا : اره فقط مواظب باشید فرعی دقیقا اونجا

با دستش به راه جنگلی که شیش تا ماشین باهامون فاصله داشت اشاره کرد

آپاما: بچه ها شوخی بسه شما اون راهو نمیرید ok؟؟؟

تیسا پالیز: Not ok

رها: بریم اما مواظب باشید خیلی خطر ناکه

پالیز یه چشمک زد روبه تیسا گفت:بگاز تا اونجا

در عرض6 دقیقه رسیدیم به سر جاده

پالیز یه بوق زد رفت تو فرعی تیسا هم پشتش

عاقا ساعت شد 8 ما همین طوری داشتیم میرفتیم خداییش وحشتناک بود

برا اینکه حواس بچه ها پرت نشه چیزی نگفتیم

......

نه

پالیز ( سرمه)

رها: سرمه اروم تر برو

من:باشه

یکم سرعتمو کم کردم نور بالا زدم که

romangram.com | @romangram_com