#عشق_کیلویی_چند_پارت_202
رها: برو بابا حال من از تو بدتره که روانپریش
آپاما : زر زر نکنید تا نزدم دندوناتون تو دهنتون خرد شه
پالیز که حالش بهتر از ما بود رفت برامون آبمیوه گرفت
پالیز :بیاید کوفت کنید خاک تو سرا یه دستگاه سوار شدید این کولی بازیا چیه درمیارید شماها
تیسا : میبندی یا ببندم اون گاله رو
پالیز: خوب بابا بیا بگیر این ابمیوه رو
آبمیوه رو که خوردیم حالمون خیلی بهتر شد
من :خوب حالا بریم تونل وحشت
رها: ما قبرستونو دیدیم تا سه روز بستری بودیم حالا اینو ببینیم که میریم کما?🤕
تیسا :قطعا همین طوره فرزندم
.......
شیش
هیلا ( نهال )
اما بالاخره رفتیم تونل وحشت
عاقا همه دست همو گرفته بودیم
آروم آروم حرکت می کردیم (از این تونل ها که پیاده میرن )
romangram.com | @romangram_com