#عشق_‌کیلویی‌_چند_پارت_200


یکدفعه یکی از اکیپ پسرایی که اوت طرف بودن داد زد : میترسید جوجوها

حالا هیلا ادامه داد: نه نه وایسا منم بیام باهم بریم میخوایم چندتا دیگم سوار شیم

پسرا : اوووووووو

رها با حرص : زهر ماررر عوضیااا

....

چهار

پالیز ( سرمه )

البته کلمه اولو فارسی گفت

اما از شانس ما اون پسرا هم ایرانی بودن

( آی شانس دله ره تش دکنن)

یعنی شانسمونو آتیش بزنن

نقطه سر خط خخخ

یکی از پسرا : آرمان ببین اینا هم ایرانین

همون پسره ارمان : بله!!! چقدرم که هلووون

اوه اوه پسره هیز یه لحظه چنان بله رو گفت فکر کردم داره بله سر عقد میده

آپاما :بچه ها ولشون کنید بیاید بریم


romangram.com | @romangram_com