#عشق_‌کیلویی‌_چند_پارت_191

من : بچه ها پاهای جنو ببینین یه بار دیگه بزن

تیسا :خوب نعله دیگه

من : احمق جان زوم کن

زوم کرد

تیسا : خوب که چی ؟؟

من: روانی جلوش شبیه نعله پشتش شبیه کفش جانیه نگاه کن

سرمه :تو از کجا می دونی کفش اونه

من : چون فقط توی جشن این کفش ابی آسمونی داشت

هیلا : راست میگه منم دیدم

تیسا : وای بدبخت شدیم حالا چیکار کنیم وای نه وای نه شاید خطامونم کنترل باشه

رها : من یکی رو می شناسم که می تونه برامون خط جور کنه تا به پسرا ماجرا رو بگیم

....

یک

هیلا( نهال)

رفتیم سمت دخترا

آپاما : چیشد ؟ چرا اینطوری کردید ؟

همه چی رو واسه بچه ها تعریف کردیم داشتن از خنده غش می کردن

romangram.com | @romangram_com