#عشق_کیلویی_چند_پارت_158
آپاما (روشا )
دیدم رادوین به پالیز چشمک زد
من : اهاااا مچتونو گرفتم
پالیز داشت چشمک می زد که وقتی این حرفو زدم چشمش همون جوری موند
هیلا :افرین روشا عالی بود مچ گیریت
پالیز : کی گفته من پلکم پرید
هیلا : از کی تا حالا پلک از بالا می پره
پالیز : حالا تو چه گیری دادی به ضایع کردن من اخه خواهر من چی نصیب تو میشه
هیلا : یه پرس خنده
بعدشم هر هر زد زیر خنده ( پالیز تو دلش : دختره روانپریش خر?).......
هفت
رادوین (پایا )
شهریار : بینم تو برا چی رفتی سمت رختکن بانوان
تازه متوجه سوتی عظیمم شدم?😂
من : چی ؟ کجا ؟ من ؟کی ؟ چرا یادم نمیاد دروغ می گی؟ راست میگی ؟به من بگو تو رو خدا ...اومدم ادامه بدم که
شروین : الوووو استپ کن باهم بریم چی میگی برا خودت تو هم زدی از نوع وخیم
romangram.com | @romangram_com