#عشق_‌کیلویی‌_چند_پارت_154


آپاما ( روشا)

من:بچه ها اگه دیدید کسی به شما در خواست ر*ق*ص داد اول ببینید شریف حواسش هس یا نه اگه حواسش نیس جواب منفی بدینok؟

بچه هام سرشونو به نشونه مثبت تکون دادن

من : بچه ها نهال پالیز رها سه نفر هستن که زیاد میان طرف شما از قضا باهم دوست جون جونیم هستن پس باید درخواست ر*ق*صشونو در هر شرایطی بپذیرین به پالیزم بگید

بچه هام قبول کردن

رادوین ( پایا )

دیدم پالیز با یه پسره رفت وسط

اخمامو کردم تو هم ااااای بابا باز حرص خوردن شروع شد

این دخترا هم انگار قل*ب*شون سنگه ما هر کاری می کنیم هیجی به هیچی

بعد از اینکه اهنگ تموم شد پالیز رفت پیش بچه ها یه چیزی گفت بعدم رفت سمت راهروی ته سالن منم سریع فرصتو غنیمت شمردم بلند شدم

سامی : کجا ؟

با گفتنه برمی گردم قدم هامو تند کردم رفتم سمت ته سالن نوشته بود رختکن

واا واسه چی رفت اونجا

بعد 2 مین اومد بیرون همین که اومد دستشو گرفتم سمت اخر راهرو کشیدمش

پالیز(سرمه) : ولم کن . ولم کن روانی اوه ولم کن تا جیغ نزدم

من : کسی اتو نمی شنوه پس بهتره انقدر خودتو خسته نکنی


romangram.com | @romangram_com