#عشق_چیز_دیگریست__پارت_117
بذلر قسمت کنیم تنهاییمونو. میون سفره شب تو با من.
بذار بین من و تو دستای ما پلی باشه واسه از خود گذشتن.
تو رو می شناسم ای شبگرد عاشق.تو با اسم شب من آشنایی
از اندوه تو و چشم تو پیداست. که از ایل و تبار عاشقایی
تو رو میشناسم ای سر در گریبون. غریبگی نکن با هق هق من
تن شکسته تو بسپار به دست نوازش های دست عاشق من
بذارقسمت کنیم تنهاییمونو میون سفره شب تو با من
بذاربین من و تو دستای ما پلی باشه واسه از خود گذشتن.
به دنبال کدوم حرف و کلامی. سکوتت گفتن تمام حرفاس
تو رو از تپش قلبت شناختم. تو قلبت، قلب عاشقای دنیاس.
تو با تن پوشی از گلبرگ و بوسه. منو به جشن نور و آینه بردی
چرا از سایه های شب بترسم .تو خورشیدو به دست من سپردی
romangram.com | @romangram_com