#عشق_مخفی_پارت_633
فقط خود خوری کردمو خودمو زجر دادم
با فکر اینا خوابم برد
****
باداد و بی دادایی بیدار شدم رفتم سمت در بازش کردم
تعجب کرده بودم باز بود
رفتم بیرون که صدای داد شایان اومد:
چییییی
غیره ممکنه مگه عقل نداره اون پسر اه اه لعنتی خراب کرد همه چیو
باشه خدافظ
رفتم جلوتر پرسیدم:
چی شده
romangram.com | @romangram_com