#عشق_مخفی_پارت_621
_ولم کن بی نااااااموس
دستشو گذاشت جلوی دهنم
و سرشو برد زیر گردنم و بو کشیدو
بوسید
اشکام مثل چشمه میریخت و زجه میزدم
عین مرده متحرک يه عروسک توی دستاش شده بودم
دست و پا میزدم که با پاهاش پاهامو قفل کرد
دستامم بالا سرم قفل کرد
دستشو از روی دهنم برداشتم
که صدای هق هقم فضا رو پر کرد
و داد زدم:
ایلیا تو رو خدا بیا ،بیا ببین دارن به ناموست خیانت میکنم
ایلیااا؟
هق هق هق
دستشو نوازش وار روی گونم کشید که از نفرت چشمامو بستم تا صورتم نحسشو نبینم
سرشو اورد نزدیک خواست لبامو ببوسه که سرمو به چپ و راست تکون
دادم که با یه دستش سرمو نگع داشت و لباشو گذاشت روی لبام
اشکام صورتشو خیس کرد
همون لحظه گوشیش زنگ خورد
خوشحال شدم با دیدن اسم طرف اخم کرد و جواب داد
romangram.com | @romangram_com