#عشق_مخفی_پارت_531
و با گریه گفتم:
تو اینجوری منو شناختی ایلیا
تو منو اینجوری خواستی ایلیا
تو فکر کردی من هر جاییم که شوهر داشته باشم و با یکی رو هم بریزم نه؟
میدونی هر کلمت عین نیش ماار میمونه تا عنق وجودمو میسوزونه
نمیدوونی اگه میدونستی زنتو همخونتو
زن هر جایی ه*ر*ز*ه
نمیگفتی ایلیا !
با هق و هق گریه دور شدم ازش و رفتم توی اتاقم در و محکم بستم و پشت در افتادم گریه کردم
خدایا چرا روزای خوبم انقدر مدتش کمه چرا همش من باید گریه کنم چرا
چرا همش باید
حرف بشنوم ازش چرا باید حرفی بزنه ک لحظه ای ازش تنفر پیدا کنم
اشکام ریخت صدای مهیبی توی خونه پیچید
انگار جیزی شکست
بیخیال شدم و مهم نبود واسم، اصلا واسه ی حرفای ارشاوین ناراحت نشدم بنده خدا چکار کنه
عاشق شده دسته خودش که تیس
اما رسمش نبود اون حرفا لایقمم نبود لایق این حرفاش نبودم
قلبمو در میاورد تیکه تیکه میکرد دردی نداشت اما حرفاش از صدتا چوب بدتر بود
romangram.com | @romangram_com