#عشق_مخفی_پارت_529
چنان با غضب نگام کردی گفتم چطور این دختر در برار همچین پسری اینجوری میکنه
درسته خودخواه خود شیفته بودم
ولی وقتی نگاهم بت افتاد نمیدونم چی تورو سمتم میکشوند خیلی دخترا اویزونم بودن
کنارم بودن خوشگلی و جذابی داشتن اما تو
حس خیلی خوبی بهم دست میداد
عاشق کلکل باهات بودم تو کلاس تیکع مینداختی دلم میخواست خرخره تو بجوم
هر روز بهت وابسته تر میشدن ادرینا
نگاهم به چشمات میافتاد دیوونه میشدم
روزی ک توی ماشین افتادی توی بغلم گریه کردی دلم میخواست دنیا رو ب پات بریزم
ادرینا من ...من عاشقت شدم میخوام منو به عنوان عشقت همدمت شوهرت انتخاب کنی میکنی؟
با ابهت و تعجب بیش از حد نگاش کردم یعنی ...یعنی ارشاوین منو دوس داره
romangram.com | @romangram_com