#عشق_مخفی_پارت_430
-اگه با مديريت هماهنگ كنيم فك نميكنم مشكلي باشه!
-اخ جون پس زنگ بزنم بيان؟
به اين همه ذوقش لبخند كمرنگي زدم و سرمو تكون دادم
عين ترقه به سمت گوشيش پريد منم شماره مديريت و گرفتم
**********************************
صداي زنگ اومد
ادرينا :من باز ميكنم
به سرو وضعش نگاه كردم يه شلوار تنگ و تونيكي كه به زور تا پايين باسنش ميرسيد و يه شال
با اخم گفتم:لازم نكردم برو لباساتو عوض كن يه چيز بلند تر بپوش
دوبار همون دختر سركش و لجباز شد
-بتوچه؟ نميخوام
romangram.com | @romangram_com