#عشق_مخفی_پارت_358
قرمزی داشت با انگشترش انداختم
نشستم روی تخت یه چنتا عکس گرفتم
صدای اهنگ بلندی از پایین میومد
و سر و صدا
پاشدم رفتم پایین
اروم و با ناز از پله ها پایین میومدم
کلی ادم اومده بودن
ستاره اسکل هم نیومده بود تنها بودم
رفتم سر ی میز ایستادم و اب پرتقال خوردم
شخص: ببخشید افتخار همراهی یه رقص زیبا دو میدید بانووو
romangram.com | @romangram_com