#عشق_مخفی_پارت_310
یاسی: اسوده بشین دختررر خب امم راستش روم نمیشه جواب بعلله بدم
دستش سالاد بود ازش گرفتم
داشتم میخوردم با چیزی ک گفت پرید گلوم
یاسی: من تا تو رو سرو سامون ندم نمیرم
انقدر سرفه کردم قرمز شدم
اومد زد پشت کمرم دستمو اوردم بالا به معنای بسته
یه لیوان اب از کنار پاتختی برداشت بهم داد خوردم
یاسی:اوووو دختر منکه چیزی نگفتم قرمز شدی بالاخره ک باید ازدواج کنی نمیخوای ک بترشی
ادرینا:
یاسی جون زوده هاا بزار دانشگاه تموم شه
بعد مگه چند سالمه 22 وقت هست حالا ایشاللع
یاسیی: اووف چی بگم
romangram.com | @romangram_com