#عشق_مخفی_پارت_275

سالادم ریخت
دماغمم داغون کردی اه
فاصلمون خیلی کم بود
که
در خونه باز شد و.....



ايليا:

داخل اتاقم رفتم و لباسامو عوض كردم كه گوشيم زنگ خورد
اسم و نگاه كردم پرهام بود :

-الو دادا؟
-الو داداش چطوري؟
-قربونت كجايي؟
-هيچي تو خونه دارم مگس ميپرونم!

يكم از ادكلن تلخ و سردم زير گلوم زدم و با خنده ادامه دادم:

-بدبخت اون مگسا كه با تو تك افتادن

romangram.com | @romangram_com