#عشق_مخفی_پارت_219
و بعد پسري كه حدس ميزدم شايان باشه حدود همسن خودم قد بلند و چهار شونه با چشماي ابي كه با ابي چشماي ادرينا زمين تا اسمون فرق داشت
رو به اهتمام كردم:خوش اومديد اقاي اهتمام
-ممنون
ادرينا بعد از سلام با پدرش نوبت به شايان رسيد
شايان:خوشحالم ميبينمت بعد از سال ها خيلي زيبا شدي
و با لبخند و چشماي مرموز نگاش كرد
ادرينا جدي جواب داد
ادرينا:خوش اومدي
شايان:ممنون
اهتمام:خب معرفي ميكنم:اقاي ايليا رادمنش محافظ شخصي من و ادرينا
و بعد روبه من كرد
romangram.com | @romangram_com