#عشق_مخفی_پارت_207

نوبتی هم باشه نوبت خر کردن ایلی ویلی واسه دور دور
هووورا
خوب خودمو لوس کنم که باید خرش کنم وای!



ايليا:

پس از برداشتن شنود ها از اتاق بيرون اومدم
كه صداي ادرينا رو شنيدم كه داد ميزد و كمك ميخواست سريع به طرف پذيرايي دوييدم..
اما يهو پام سر خورد حس كردم دارم از پله ها قل ميخورم ميام پايين
بلاخره رسيدم پايين پله اي اي كمرم
با درد شروع كردم به غرغر هاي مسخره اي كه تا حالا از زبونم بيرون نيومده بود:اي ذليل شدم مامان
عليل شدم زن به بچت نميدن اي كمرم مردم
ادرينا بيچارت ميكنم بخدا پدري ازت در بيارم كه مرغاي اسمون به حالت گريه كنن
دختره ي بيشعور احمق وايسا نشونت ميدم
اومد در بره كه دستش و كشيدم
افتاد روم وقت اذيت كردنش بود
سرش دقيقا روبروي سرم بود سرم و اوردم جلو و جلوتر
اونم كه فك ميكرد ميخوام ببوسمش چشماش و بست
هع زهي خيال باطل ادرينا خانم

romangram.com | @romangram_com