#عشق_مخفی_پارت_177

صدایی که تپشم رو بالا میاورد
رو شنیدم
نامفهوم بود که میگفت:

ادرینا .نرو خطرناکه نرو ادرینا

دیگه تموم شد ادرینایی که تحمل نه دو نداره
حتی تحمل نداره که پدرش خوبیشو میخواد بهش بگه نه و دلش نسوزه و نشکنه و خورد نشه
این پسر که دیگ جای خود داره
دیگه تموم شد ادرینا رفت......
جیغ کشیدمو اب سرمو گرفت و سکوت و چشمام ب دنیای پر از غم بسته شد..



ادرینا:

انگار داشت یکی خفم میکرد سرشو بالا اورد که فهمیدم ایلیاست
هی سرفه میکردم و اب بالا میاوردم
که ایلیا بغلم کرد و به سمت ماشین حرکت کرد
""خبلی دلم تنگ اغوشیست که سهم من نیست""
اهنگی شادمهر رو زمزمه کردم: .

romangram.com | @romangram_com