#عشق_مخفی_پارت_167

ادرينا:چرا حرف نميزني ؟چرا؟بيشتر خوردم نميكني دِ بنال ديگه ؟

جيغ بلندي كشيد و گوشاشو گرفت و شروع كرد به دوييدن.....



به سمت دريا دوييد !!
خيلي داشت به سمت عمق وميرفت..!
نه نبايد بذارم نميزارم خدايا
دنبالش دوييدم و صداش كردم:


ايليا:ادريناااااا...نرو اونجا خطرناكه...نرو ادرينا

داشتم دنبالش ميدوييدم چند متر باهاش فاصله داشتم
كه جيغ كشيد و اب روي سرش و گرفت
واي نه خدايا نه
به سمتش شنا كردم و سرمو داخل اب بردم
بدن ظريفش تو اب تكون ميخورد..
داشتم نفس كم مي اوردم ..!
تو اغوشم گرفتم و خودمو بالا كشيدم..

romangram.com | @romangram_com