#عشق_مخفی_پارت_102


-برو بابا دلت خوشه با تاكسي برو

ادرينا:بيخود پس تو چيكاره اي؟

اومد و بس نشست تو ماشين دختره لجباز
-بهت لطف ميكنم ميبرمت

جوابي نداد

-كدوم پاساژ برم؟

ادرينا:سماء
سرمو تكون دادم و راه افتادم
اي بابا چقد گشنمه اينو بزارم برم يه چي كوفت كنم
انرژيش تحسين بر انگيز بود
با اين همه گريه اي كه كرد داره ميره خريد!!!
جلل خالق!!!!!!!!!!!!

جلوي پاساژ ايستادم


romangram.com | @romangram_com